آنروز…
إذن دخول می خواندم،
اجازه می گرفتم…
اما فرمود: هنگامیکه به این راه بروی ،
امید است که إذن به دخول به ملک کریم جواد رحیم پیدا کنی…
…
فرمود که فساد ظاهر از فساد باطن است
و هر کس سرش را اصلاح کند، خدا آشکارش را اصلاح می کند.
و هر کس در سرش به خدا خیانت کند، خدا در آشکار رسوایش می کند.
و عظیم ترین فساد راضی شدن عبد است به غفلت از خدا…
این فساد از طول أمل (آرزو) و حرص و کبر زاییده می شود…
همانطوری که خدا از قصه قارون خبر می دهد:
« ولا تبغ الفساد فی الارض انّ الله لا یحبّ المفسدین» (قصص ۷۷)
و این خصال (طول أمل و …) از ساخته های قارون و اعتقادش بود.
و اصل آنها از
حب دنیا و جمع کردن آن،
و متابعت از نفس و هوای آن،
و بر پا کردن شهوات آن،
و حب حمد شدن،
و همراهی شیطان و پیروی از جای پای اوست.
و تمام اینها بخاطر غفلت ازخدا و فراموشی مننش جمع می شود.
و علاج آن:
الفرار من الناس،
و رفض الدنیا،
و طلاق الراحت،
و الانقطاع عن العادات،
و قطع عروق منابت الشهوات بدوام ذکر الله،
و لزوم الطاعت له،
و احتمال جفاء الخلق،
و ملامت القربی،
و شماتة العدو
من الاهل و الولد و القرابة.
و هنگامیکه آن را انجام دادی،
باب عطف الله و حسن نظرش را
همراه مغفرت و رحمت به خودت، باز کردی.
و از جمله ی غافلین خارج شدی.
و قلبت را از اسارت شیطان آزاد کردی.
و سلکت مسلکا رجوت الاذن بالدخول علی الملک الکریم الجواد الرحیم…
و استیطاء بساطه علی شرط الأذن
و من وطیء بساط الملک علی شرط الإذن
لا یحرم سلامته و کرامته
لانّه الملک الکریم و الجواد الرّحیم
...
*شرط بود که تا اجازه ندادند ننویسم...
