تبليغاتX
خبر بزرگ

خبر بزرگ

النباء العظیم

وقتي كه انقدر بدوي كه...

بعد يكهو ببيني هر چه ديدي سراب بوده...

خسته كه مي نشيني زمين

بعد آب شروع به جوشيدن مي كنه

بعد...


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:48  توسط شب  | 

گاهي وقت ها خيلي به تنگ مي ايم
همه چيز سخت مي شود
كند مي شوم
همه چيز روي هم ساييده مي شود
خط اعصابم خط خطي مي شود
شعله مي كشم و به هر طرف مي روم مي سوزم و مي سوزانم
آنوقت ..
مي آيم بگشايم گله به شكايت كه..
اما هر دفعه كه مي آيم ، تا يك جمله نشانم مي دهي ..
آب مي شوم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 7:9  توسط شب  | 


لینک برای اینکه این پوستر را توی بلاگتان بگذارید:

http://irapic.com/uploads/1235588968.jpg


+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 0:32  توسط شب  | 

اصبنا بك يا حبيب قلوبنا
فما اعظم المصيبت بك حيث انقطع عنا الوحي
و حيث فقدناك
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 9:54  توسط شب  | 

در گوشش مي گفت: many sighns

در گوشش نمي گفت

در گوشم مي گفت..

و من از نشانه ها خالي شدم

ديگر كيمياگر انگار نبود

نبود

نبود

نبود

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 13:7  توسط شب  | 

ناصحم گفت که جز غم

چه هنر دارد عشق

برو ای خواجه عاقل

هنری بهتر از این

Sender: S.S 7/11/85 21:35:12

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 9:15  توسط شب  |