وبر در نوشته های بن فرانکلین نمونه ی کاملی از آنچه مراد وی از روح سرمایه داری بود یافت. ادعای این که "وقت پول است" و یک پنی که پس انداز می شود، در واقع یک پنی بدست آمده است.»، آن گونه که فرانکلین معتقد بود، یعنی تعریف انباشت سرمایه، که هدف فعالیت اقتصادی است، و ریاضت نفس و محاسبه ی عقلانی، که چیزهای مطلوب و ضروری است. سرمایه دار را باید همچون خسیسی عاقل در نظر آورد؛ فردی که خود را وقف تولید ثروت کرده است، نه برای اینکه از ثمره آن بهره مند شود، بلکه از آن روی که با آن برای تولید ثروت باز هم بیش تر سرمایه گذاری کند.
وبر در نوشته های بن فرانکلین نمونه ی کاملی از آنچه مراد وی از روح ..1.. بود یافت. ادعای این که "وقت ..2.. است" و یک ..3.. که پس انداز می شود، در واقع یک ..4.. بدست آمده است.»، آن گونه که فرانکلین معتقد بود، یعنی تعریف انباشت ..5.. ، که هدف فعالیت ..6.. است، و ریاضت نفس و محاسبه ی عقلانی، که چیزهای مطلوب و ضروری است. ..7.. را باید همچون خسیسی عاقل در نظر آورد؛ فردی که خود را وقف تولید ..8.. کرده است، نه برای اینکه از ثمره آن بهره مند شود، بلکه از آن روی که با آن برای تولید ..9.. باز هم بیش تر سرمایه گذاری کند.
می خواهم به جای شماره های جای خالی، مجموعه لغات زیر را بگذارم: *
i.دین داری به جای 1، 2.عبادت، 3.ثواب، 4.نزدیکی به خدا، 5. ثواب، 6. دینی، 7. دین دار ، 8. ثواب. 9. ثواب.
ii.نظامی گری به جای 1، 2.قدرت، 3.سرباز،دوات جنگی و ...، 4. قدرت، 5. قدرت، 6. نظامی گری، 7. ژنرال، 8. سرباز،دوات جنگی و ...، 9. قدرت.
iii.دانشمندی به جای 1، 2.دانش، 3.دانسته، 4. دانسته، 5. دانسته، 6. علمی،7. دانشمند، 8. علم، 9. علم.
iv.ورزشکاری به جای 1، 2.افتخار، 3.مدال، 4. مدال، 5. مدال، 6. ورزشی،7. ورزشکار، 8. افتخار، 9. افتخار.
v. ...
vi. ...
*البته وبر یا فرانکلین این حرفهای جدیدرا نزده اند، صرفا عین تکرار دو پاراگراف و نتیجه ی حاصله مد نظر است.
